دیکشنری فارسی

straight-line

UKstreitlain

معنی کامل و مثال‌ها

/-līn´/adj.

● دارای خط‌های راست

● (بازرگانی و امور مالی) مستقیم، سرراست

straight-line depreciation

استهلاک سرراست

● (مکانیک) راست جنبا، راست جنبان، خطی، راست جنب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن