دیکشنری فارسی

straightaway

UKstreitəwei

معنی فارسی

يکراست، فورا، بلادرنگ، رک و بي پرده .

راست

جاده ي راست، راه راست

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ wā´/n., adj.,adv.

در مسیر راست، سرراست، مستقیم

a plane in a straightaway flight

هواپیما در مسیر پرواز مستقیم

(مسیر یا میدان مسابقه) راست

a straightaway track

یک مسیر مسابقه‌ی دو که مستقیم است (نه بیضی)

جاده‌ی راست، راه راست

فورا، بی‌درنگ، بی‌تاخیر

he answered straightaway

بی‌درنگ پاسخ داد.

واژه‌های دیگر با معنی «يکراست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن