straightaway
UKstreitəwei
معنی فارسی
يکراست، فورا، بلادرنگ، رک و بي پرده .
راست
جاده ي راست، راه راست
معنی کامل و مثالها
/-ǝ wā´/n., adj.,adv.
● در مسیر راست، سرراست، مستقیم
a plane in a straightaway flight
هواپیما در مسیر پرواز مستقیم
● (مسیر یا میدان مسابقه) راست
a straightaway track
یک مسیر مسابقهی دو که مستقیم است (نه بیضی)
● جادهی راست، راه راست
● فورا، بیدرنگ، بیتاخیر
he answered straightaway
بیدرنگ پاسخ داد.