دیکشنری فارسی

strait-laced

معنی کامل و مثال‌ها

/-lāst´/adj.

● دارای نوارهای تنگ (مانند شکم بند یا کرست)

● (رفتار یا عقاید اخلاقی) سختگیر، خشک، بی‌گذشت، انعطاف ناپذیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exaggeratedly proper “my straitlaced Aunt Anna doesn't approve of my miniskirts”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن