دیکشنری فارسی

straitjacket

UKstreitdʒækit US'streıt'dʒækət

معنی فارسی

ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان.

هرچيزبازدارنده ، بازدار، مانع

بازداري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/strāt´jak´it/n., vt.

● روپوش باز دارنده (که برتن دیوانه‌های خطرناک و غیره می‌کنند و جلو حرکت دست و بازوی آنان را می‌گیرد)، کت بند، ژاکت مهار کننده

● هرچیز بازدارنده، بازدار، مانع

● بازداری کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. anything immaterial that severely hinders or confines “they defected because Russian dance was in a straitjacket” “the government is operating in an economic straitjacket”
  2. a garment similar to a jacket that is used to bind the arms tightly against the body as a means of restraining a violent person

واژه‌های دیگر با معنی «ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن