دیکشنری فارسی

straitlaced

UKstreitlist US(noun) ['streıtleısd

معنی فارسی

باتور محکم بسته شده ، کرست بسته ،

شکم بند دار، منحصر، محدود، درفشار.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exaggeratedly proper “my straitlaced Aunt Anna doesn't approve of my miniskirts”

واژه‌های دیگر با معنی «باتور محکم بسته شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن