دیکشنری فارسی

stranded

UKstrændid US'strændəd

معنی فارسی

بگل نشسته معطل لنگ

مترادف‌ها

adjective
Aground, ashore, wrecked, cast away.

واژه‌های دیگر با معنی «بگل نشسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن