دیکشنری فارسی

strategize

معنی فارسی

رزم تدبيري کردن، لشگر آراستن،

سوق - الجيشي کردن، رزم ترفندي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-jīz´/vi.

رزم تدبیری کردن، لشگر آراستن، سوق الجیشی کردن، رزم ترفندی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن