streamlined
UKstriːmlaind
US'stri:m'laınd
معنی فارسی
هوا لغز ، هوا لغز شده
آب لغز ، آب لغز شده
به سامان ، ساده و پر بازده ،
عاري از تزئينات يا جزئيات زيادي ، تر و تميز ،
موثر و
ساده ، ساده ودلپسند
معنی کامل و مثالها
/-līnd´/adj.
● (هواپیما واتومبیل و غیره) هوا لغز، هوا لغز شده
a streamlined car
اتومبیل هوا لغز شده.
● (کشتی و غیره) آب لغز، آب لغز شده
sharks are marvelously streamlined
کوسه ماهیها به طور اعجاب انگیزی آب لغز هستند.
● بهسامان، ساده و پر بازده، عاری از تزئینات یا جزئیات زیادی، تر و تمیز، موثر و ساده، ساده ودلپسند
a streamlined design
طرح ساده و دلپسند
تعریف انگلیسی
adjective
- made efficient by stripping off nonessentials “short streamlined meetings” “a streamlined hiring process”
- designed or arranged to offer the least resistant to fluid flow “a streamlined convertible”