دیکشنری فارسی

streamlined

UKstriːmlaind US'stri:m'laınd

معنی فارسی

هوا لغز ، هوا لغز شده

آب لغز ، آب لغز شده

به سامان ، ساده و پر بازده ،

عاري از تزئينات يا جزئيات زيادي ، تر و تميز ،

موثر و

ساده ، ساده ودلپسند

معنی کامل و مثال‌ها

/-līnd´/adj.

(هواپیما واتومبیل و غیره) هوا لغز، هوا لغز شده

a streamlined car

اتومبیل هوا لغز شده.

(کشتی و غیره) آب لغز، آب لغز شده

sharks are marvelously streamlined

کوسه ماهی‌ها به طور اعجاب انگیزی آب لغز هستند.

بهسامان، ساده و پر بازده، عاری از تزئینات یا جزئیات زیادی، تر و تمیز، موثر و ساده، ساده ودلپسند

a streamlined design

طرح ساده و دلپسند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made efficient by stripping off nonessentials “short streamlined meetings” “a streamlined hiring process”
  2. designed or arranged to offer the least resistant to fluid flow “a streamlined convertible”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن