strenght معنی فارسی استقامت استحکام قدرت شدت واژههای دیگر با معنی «استقامت» dogged persererance استقامت سخت reluct استقامت کردن، شوريدن، بي ميلي نشاندادن. power endurance توان استقامت distance man دونده استقامت distance runner دونده استقامت endurance race مسابقه استقامت، مسابقه اتومبيلراني استقامت enduro مسابقه استقامت، مسابقه اتومبيلراني استقامت muscular-endurance استقامت عضلاني fartlek تمرين دو استقامت interval trailing تمرين استقامت و آماده سازي