دیکشنری فارسی

stretchy

UKstretʃiː

معنی فارسی

کشسان کشدار کش دادني کشش پذير گشاد شونده فراخي پذير

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

کشسان، کشدار

کش دادنی، کشش پذیر

گشاد شونده، فراخی پذیر

واژه‌های دیگر با معنی «کشسان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن