stridulate
معنی فارسی
صداي گوش خراش دادن
معنی کامل و مثالها
/strij´oo lāt´/vi.
● (به ویژه حشرات - صدای خشنی که در اثر بهم مالیدن یا به هم زدن بالها یا پاها ایجاد میشود) وزوز کردن، زنگیدن، زنجرهوار صدا کردن، جیرجیر کردن
تعریف انگلیسی
verb
- make a shrill creaking noise by rubbing together special bodily structures “male insects such as crickets or grasshoppers stridulate” “Something ----s” “Something ----s something”