دیکشنری فارسی

stridulate

معنی فارسی

صداي گوش خراش دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/strij´oo lāt´/vi.

● (به ویژه حشرات - صدای خشنی که در اثر بهم مالیدن یا به هم زدن بال‌ها یا پاها ایجاد می‌شود) وزوز کردن، زنگیدن، زنجره‌وار صدا کردن، جیرجیر کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make a shrill creaking noise by rubbing together special bodily structures “male insects such as crickets or grasshoppers stridulate” “Something ----s” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن