دیکشنری فارسی

stringency

UKstrindʒənsiː US'strındʒənsı

معنی فارسی

سختي دقت صراحت کساد

معنی کامل و مثال‌ها

/strin´jǝn´sē/n., pl.

● تندی، شدت، حدت

● سختگیری

● قاطعیت

● (بازرگانی) کمبود پول، کمی پول، کمبود اعتبارات، کمی عرضه‌ی پول

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state occasioned by scarcity of money and a shortage of credit
  2. conscientious attention to rules and details

واژه‌های دیگر با معنی «سختي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن