stringer
UKstriŋər
US'strıŋə
معنی فارسی
تراورس عمودي ،
تيري که از درازا کار گذاشته شود ، سيم انداز
معنی کامل و مثالها
/striŋ´ǝr/n.
● (شخص یا دستگاه) به نخ کشنده، ردیف کننده، آمودگر
● (خانههای چوبی) تیر افقی (که ستونهای عمودی را بهم وصل میکند)
● رجوع شود به: stringpiece
● بخش دراز و سبک (بدنهی هواپیما و موشک و غیره) دنباله
● رجهی ماهی خشک کنی، سیم یا طنابی که ماهیها را با گیره از آن میآویزند و خشک میکنند
● (مجله و روزنامه و غیره) گزارشگر نیمه وقت
● انسان (از نظر ردهبندی خاص)
a second stringer
آدم دست دوم، عضو تیم دوم
تعریف انگلیسی
noun
- a member of a squad on a team “a first stringer” “a second stringer”
- a worker who strings “a stringer of beads”
- brace consisting of a longitudinal member to strengthen a fuselage or hull
- a long horizontal timber to connect uprights