دیکشنری فارسی

stringer

UKstriŋər US'strıŋə

معنی فارسی

تراورس عمودي ،

تيري که از درازا کار گذاشته شود ، سيم انداز

معنی کامل و مثال‌ها

/striŋ´ǝr/n.

(شخص یا دستگاه) به نخ کشنده، ردیف کننده، آمودگر

(خانه‌های چوبی) تیر افقی (که ستون‌های عمودی را بهم وصل می‌کند)

رجوع شود به: stringpiece

بخش دراز و سبک (بدنه‌ی هواپیما و موشک و غیره) دنباله

رجه‌ی ماهی خشک کنی، سیم یا طنابی که ماهی‌ها را با گیره از آن می‌آویزند و خشک می‌کنند

(مجله و روزنامه و غیره) گزارشگر نیمه وقت

انسان (از نظر رده‌بندی خاص)

a second stringer

آدم دست دوم، عضو تیم دوم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a squad on a team “a first stringer” “a second stringer”
  2. a worker who strings “a stringer of beads”
  3. brace consisting of a longitudinal member to strengthen a fuselage or hull
  4. a long horizontal timber to connect uprights

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن