strong nerved معنی فارسی قوي پي قوي الاعصاب واژههای دیگر با معنی «قوي پي» nervier نيرومند، قوي، پر رگ و پي nerviest نيرومند، قوي، پر رگ و پي nervous وابسته به پي، مربوط به اعصاب پر عصب، پر گوشت nervy نيرومند، قوي، پر رگ و پي