structuralist
معنی فارسی
ساختارگراي ، ساخت گراي
وابسته به ساختار گرايي
معنی کامل و مثالها
/-ist/n., adj.
● ساختارگرای، ساخت گرای
● وابسته به ساختار گرایی
ساختارگراي ، ساخت گراي
وابسته به ساختار گرايي
/-ist/n., adj.
● ساختارگرای، ساخت گرای
● وابسته به ساختار گرایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن