دیکشنری فارسی

strudel

UKstruːdl

معنی فارسی

ورقه نازک خمير پخته که لوله شده و لاي ان

شيريني باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/strōōd´'l/n.

● پیراشکی (دارای پنیر یا مربای سیب و غیره)، استرودل

تعریف انگلیسی

noun
  1. thin sheet of filled dough rolled and baked

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن