دیکشنری فارسی

strum

USstrʌm

معنی فارسی

بناشي گري (ساز) زدن ، بد (ساز) زدن ،

ته ديگ تراشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/strum/n., vt., vi.

● (ساز زهی) زدن، تلنگ زدن، نواختن (معمولا به طور آهسته یا با ناشیگری)

● تلنگ، عمل نواختن

● آهنگ نواختن (به این روش)

تعریف انگلیسی

verb
  1. sound of strumming “the strum of a guitar”
  2. sound the strings of (a string instrument) “strum a guitar” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Thrum, play, play upon.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن