strum
USstrʌm
معنی فارسی
بناشي گري (ساز) زدن ، بد (ساز) زدن ،
ته ديگ تراشيدن
معنی کامل و مثالها
/strum/n., vt., vi.
● (ساز زهی) زدن، تلنگ زدن، نواختن (معمولا به طور آهسته یا با ناشیگری)
● تلنگ، عمل نواختن
● آهنگ نواختن (به این روش)
تعریف انگلیسی
verb
- sound of strumming “the strum of a guitar”
- sound the strings of (a string instrument) “strum a guitar” “Somebody ----s something”
مترادفها
verb active
Thrum, play, play upon.