دیکشنری فارسی

stubble

UKstʌbl US'stʌbəl

معنی فارسی

کاهبن کلش ريش زبر موي ماشين شده

معنی کامل و مثال‌ها

/stub´ǝl/n.

کاه بن، ساقه‌ی در زمین مانده (پس از درو گندم و غیره)

ته ریش

a three-day (beard) stubble

یک ته ریش سه روزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. material consisting of seed coverings and small pieces of stem or leaves that have been separated from the seeds
  2. short stiff hairs growing on a man's face when he has not shaved for a few days

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن