stud (2)
معنی کامل و مثالها
/stud/n., adj.
● گروه اسبهای تخم گیری یا اصلاح نژاد، اسبهای تخمی
● محل اسبهای تخمگیری
● اسب تخمگیری، اسب اصلاح نژاد، اسب تخمی، برز اسب (studhorse هم میگویند)
● برز گاو، ورزاو، گاو تخمی
● (نر) جانور ویژهی اصلاح نژاد، دام تخمی
● (عامیانه) مرد حشری، مرد پر شهوت و زن خواه، شهوتی
● (مخفف) stud poker
● وابسته به اسب یا دام تخمی، ویژهی اصلاح نژاد
a stud farm
پرورشگاه اسبهای تخمی
* at stud
(دام نر) مهیای جفتگیری (به منظور اصلاح نژاد)