دیکشنری فارسی

stuffing

UKstʌfiŋ US'stʌfıŋ

معنی فارسی

لايي پرکني قيمه ريزي گيپا بوغلمه

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

عمل چپاندن یا آکندن یا پرخوری کردن

ماده‌ی که با آن چیزی را پر می‌کنند (مثلا پنبه برای تشک و پر قو برای بالش یا سبزیجات برای گذاشتن توی شکم مرغ)، تودلی، آکندگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a mixture of seasoned ingredients used to stuff meats and vegetables
  2. padding put in mattresses and cushions and upholstered furniture

مترادف‌ها

noun
1. Filling full.
2. Dressing, force meat.

واژه‌های دیگر با معنی «لايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن