stuffing
UKstʌfiŋ
US'stʌfıŋ
معنی فارسی
لايي پرکني قيمه ريزي گيپا بوغلمه
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/n.
● عمل چپاندن یا آکندن یا پرخوری کردن
● مادهی که با آن چیزی را پر میکنند (مثلا پنبه برای تشک و پر قو برای بالش یا سبزیجات برای گذاشتن توی شکم مرغ)، تودلی، آکندگر
تعریف انگلیسی
noun
- a mixture of seasoned ingredients used to stuff meats and vegetables
- padding put in mattresses and cushions and upholstered furniture
مترادفها
noun
1. Filling full.
2. Dressing, force meat.