دیکشنری فارسی

stumbling block

معنی فارسی

سنگ لغزش مانع

معنی کامل و مثال‌ها

● مانع، پاگیر، رادع، مشکل سرراه

تعریف انگلیسی

noun
  1. any obstacle or impediment

مترادف‌ها

noun
Hindrance, obstruction, obstacle, check, bar, barrier, difficulty, impediment, lion in the way, stumbling stone.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن