دیکشنری فارسی

stump

UKtriːstʌmp USstʌmp

معنی فارسی

کنده درخت ريشه (دندان) ته (سيگار) ته مانده بن بيخ گيج کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/stump/n., vt., vi.

● بیخ درخت (که پس از بریدن و بردن تنه در زمین باقی می‌ماند)، کنده، بن

● هر چیز مانند بیخ درخت: ته دندان (که بقیه‌اش شکسته و افتاده است)، ته‌دم، بن‌دم (که بقیه‌اش را بریده‌اند)، ته، بیخ، بن

the stump of a pencil

ته مداد (که بقیه‌اش تراشیده شده است)

● محل ارائه‌ی نطق‌های سیاسی

● صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد)

● گام سنگین، قدم پرصدا

● (خودمانی‌-جمع) پاها

● از بیخ بریدن، بن کن کردن

● کنده یا بن درخت رااز زمین در آوردن

● (امریکا) سفر کردن و هر جا نطق سیاسی یا انتخاباتی کردن، مبارزه‌ی سیار انتخاباتی کردن

● رجوع شود به: stub

● (عامیانه) گیج کردن، هاج و واج کردن، سر درگم کردن

this problem has had me stumped for years

این مسئله سالهاست که مرا سردرگم کرده است.

● با گام های سنگین راه رفتن

soldiers wearing black boots stumped the street

سربازانی که پوتین‌های سیاه پوشیده بودند در خیابان با گام‌های سنگین راه می‌رفتند.

* up a stump

(عامیانه) گیج، هاج وواج، دستپاچه

تعریف انگلیسی

verb
  1. the base part of a tree that remains standing after the tree has been felled
  2. the part of a limb or tooth that remains after the rest is removed
  3. (cricket) any of three upright wooden posts that form the wicket
  4. a platform raised above the surrounding level to give prominence to the person on it
  5. cause to be perplexed or confounded “This problem stumped her” “Something ----s somebody” “The performance is likely to stump Sue”
  6. walk heavily “The men stomped through the snow in their heavy boots” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “The children stump to the playground”
  7. travel through a district and make political speeches “the candidate stumped the Northeast” “Somebody ----s something”
  8. remove tree stumps from “stump a field” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Stub.

واژه‌های دیگر با معنی «کنده درخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن