stunt (2)
معنی کامل و مثالها
/stunt/n., vi.
● هنرنمایی، کار نمایشی، شیرینکاری
the stunts of a circus acrobat
شیرینکاریهای آکروبات سیرک
● ترفند، حیله، کلک
● هنرنمایی کردن، شیرینکاری کردن، کار نمایشی کردن
● (فوتبال امریکایی - برای گیج کردن تیم مخالف) جای مدافعان را عوض کردن، تعویض کردن، تعویض جای مدافعان