stuperfacient معنی فارسی گيج کننده مخدر داروياعامل مخدر واژههای دیگر با معنی «گيج کننده» knock down گيج کننده، بزمين زننده، مجاب کننده knock-down گيج کننده، مجاب کننده، مشت stupefactive گيج کننده، مخدر، داروياعامل مخدرگيج سازي stuporous گيج کننده، کرخت کننده، گيج baffler گيج کننده، دست پاچه کننده . stunning گيج کننده، بسيار خوب، ماه staggerer گيج کننده، متزلزل سازنده perplexing گيج کننده، پيچيده confusing گيج کننده distractive پريشان سازنده، گيج کننده، برگرداننده يا اشغال کننده فکر