sub aqueous معنی فارسی زيرابي واژههای دیگر با معنی «زيرابي» undersea زيرابي، متحرک در زيراب، زير دريا. sand bank تپه زيرابي، جزيره نما، ريگ پشته cofferdam صندوقه زيرابي، سدصندوقي Hurst پشته، تپه کوچک، تپه زيرابي caisson صندوق مهمات، عرابه ارتش، پايه زيرابي shoal پاياب، کم عمق، تنک