sub-
معنی کامل و مثالها
/sub/
● پیشوند:
● زیر، تحت، پایین، فرو - [submarine]
● مادون، جز، کم اهمیت، دونپایه [subhead]
● کمتر از [subhuman]
● نزدیک به، در مرز [subalpine]
● (شیمی) بازی، دارای باز، دارای مقدار کمتری از چیزی [suboxide subcarbonate]، (در واژههایی که از ریشهی لاتین هستند پیش از c این پیشوند میشود - suc، پیش از f میشود - suf، پیش از g میشود - sug، پیش از m میشود - sum، پیش از p میشود - sup، پیش از r میشود - sur، پیش از c و p و t معمولا میشود - sus)