دیکشنری فارسی

subalpine

معنی فارسی

وابسته به کوهپايه هاي آلپ، زير آلپي

زيردارمرزي

کوهپايه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/-al´pīn´/adj.

● وابسته به کوهپایه‌های آلپ، زیر آلپی

● (وابسته به بخشی از کوهستان که درست زیر دارمرز یا timberline واقع شده) زیردار مرزی

● کوهپایه‌ای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. growing at high altitudes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن