دیکشنری فارسی

subaqueous

معنی فارسی

زير آبي

معنی کامل و مثال‌ها

/sub ā´kwē ǝs/adj.

● زیر آبزی، زیر آبی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. growing or remaining under water “viewing subaqueous fauna from a glass-bottomed boat” “submerged leaves”

واژه‌های دیگر با معنی «زير آبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن