subatom
معنی فارسی
فرواتم، ذره ي بنيادي اتم، خرده اتم، دون اتم
معنی کامل و مثالها
/sub at´ǝm/n.
● فرواتم، ذرهی بنیادی اتم، خرده اتم، دون اتم
فرواتم، ذره ي بنيادي اتم، خرده اتم، دون اتم
/sub at´ǝm/n.
● فرواتم، ذرهی بنیادی اتم، خرده اتم، دون اتم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن