دیکشنری فارسی

subbase

معنی فارسی

زير بنا بنياد قرارگاه .

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´bās´/n.

● (زیرترین بخش پایه‌ی مجسمه یا ستون و غیره) زیرپایه، زیر بن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the lowest molding of an architectural base or of a baseboard

واژه‌های دیگر با معنی «زير بنا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن