دیکشنری فارسی

subcontract

UKsʌbkəntrækt USsəb'kɔnt'rækt

معنی فارسی

قرار داد فرعي بستن ،

قرار داد يا کنترات دست دوم ،

مقاطعه کاري فرعي ، قرار دادفرعي.

معنی کامل و مثال‌ها

/-kän´trakt/n., vt.,vi.

● قرارداد فرعی، کنترات ثانوی، قرارداد دست دوم

● قرارداد فرعی امضا کردن، اجرای قرارداد را به مجریان دست دوم سپردن

we have been subcontracted (by the contractor) to install the doors and windows

مجری قرارداد با ما قرارداد فرعی بسته است که درها و پنجره‌ها را نصب کنیم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a contract assigning to another party some obligations of a prior contract
  2. arranged for contracted work to be done by others “Somebody ----s something” “Somebody ----s something to somebody”
  3. work under a subcontract; engage in a subcontract “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن