دیکشنری فارسی

subcritical

معنی فارسی

زير مرحله خطرناک وبحراني.

معنی کامل و مثال‌ها

/-krit´i kǝl/adj.

● زیر بحرانی، فرو سرگشتی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن