subculture
UKsəbkʌltʃər
US'sʌb'kʌltʃə
معنی فارسی
خرده فرهنگ
معنی کامل و مثالها
/sub´kul´chǝr/n.
● خرده فرهنگ، شاخه فرهنگ
● (در کشت ترکیزه و غیره) زیر کشت، کشت ثانوی یا فرعی