دیکشنری فارسی

subculture

UKsəbkʌltʃər US'sʌb'kʌltʃə

معنی فارسی

خرده فرهنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´kul´chǝr/n.

خرده فرهنگ، شاخه فرهنگ

(در کشت ترکیزه و غیره) زیر کشت، کشت ثانوی یا فرعی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن