دیکشنری فارسی

subcutaneously

UKsʌbkjuːteiniəauzliː

معنی فارسی

زير پوستي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. below the skin “inject subcutaneously” “Derived from adjective: subcutaneous”

واژه‌های دیگر با معنی «زير پوستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن