subdistrict
معنی فارسی
ناحيه ي فرعي بخش فرعي زير بخش کردن حوزه ي فرعي
معنی کامل و مثالها
/sub´dis´trikt/n.
● ناحیهی فرعی، بخش فرعی، زیر بخش، حوزهی فرعی
ناحيه ي فرعي بخش فرعي زير بخش کردن حوزه ي فرعي
/sub´dis´trikt/n.
● ناحیهی فرعی، بخش فرعی، زیر بخش، حوزهی فرعی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن