subdominant
معنی فارسی
فا، نت چهارم موسيقي، تابع، تبعي.
نيم چير
تن يا نت چهارم
معنی کامل و مثالها
/sub däm´ǝ nǝnt/adj., n.
● کمی مستولی، نیم فرازنده، نیم چیره
● (زیست بوم شناسی) نیم چیر
● (موسیقی) تن یا نت چهارم
فا، نت چهارم موسيقي، تابع، تبعي.
نيم چير
تن يا نت چهارم
/sub däm´ǝ nǝnt/adj., n.
● کمی مستولی، نیم فرازنده، نیم چیره
● (زیست بوم شناسی) نیم چیر
● (موسیقی) تن یا نت چهارم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن