دیکشنری فارسی

subindex

UKsəbaindeks

معنی فارسی

زير نمايه ، زير شاخص، قلم فرعي

رجوع شود به subscript

معنی کامل و مثال‌ها

/-in´deks/n., pl.

● زیر نمایه، زیر شاخص، قلم (از اقلام) فرعی

● (ریاضی) رجوع شود به: subscript

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن