subindex
UKsəbaindeks
معنی فارسی
زير نمايه ، زير شاخص، قلم فرعي
رجوع شود به subscript
معنی کامل و مثالها
/-in´deks/n., pl.
● زیر نمایه، زیر شاخص، قلم (از اقلام) فرعی
● (ریاضی) رجوع شود به: subscript