دیکشنری فارسی

subjacent

UKsʌbdʒisnt

معنی فارسی

زيرين پائيني تحتاني

معنی کامل و مثال‌ها

/sub jā´ sǝnt/adj.

● قرار گرفته در زیر، زیر نهشته، زیر نهشتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lying nearby but lower “hills and subjacent valleys”

واژه‌های دیگر با معنی «زيرين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن