subjacent
UKsʌbdʒisnt
معنی فارسی
زيرين پائيني تحتاني
معنی کامل و مثالها
/sub jā´ sǝnt/adj.
● قرار گرفته در زیر، زیر نهشته، زیر نهشتی
تعریف انگلیسی
adjective
- lying nearby but lower “hills and subjacent valleys”