subjected TO danger معنی فارسی در معرض خطر واژههای دیگر با معنی «در معرض خطر» liable to danger در معرض خطر critically endangered species گونه در معرض خطر touch and go مشکوک، در معرض خطر lee shore ساحل در معرض باد، مايه خطر، واقع در سمت پناه دار کشتي