دیکشنری فارسی

subkingdom

USsəb'kıŋdəm

معنی فارسی

(د رتاريخ طبيعي) مولود فرعي ، مولود جز

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´kiŋ´dǝm/n.

● (رده بندی گیاه و جانور) زیر فرمانرو، زیر سلسله

تعریف انگلیسی

noun
  1. (biology) a taxonomic group comprising a major division of a kingdom

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن