submarginal
معنی فارسی
پايينتر از سطح حداقل، زير کمينه ، زير استانده ،
زير سطح استاندارد
ناسود بخش، ناسود آور، بيفايده ، بيسود
زير کناره اي، نزديک به حاشيه
معنی کامل و مثالها
/sub mär´jǝ nǝl/adj.
● پایینتر از سطح حداقل، زیر کمینه، زیر استانده، زیر سطح استاندارد
submarginal housing
خانه سازی زیر سطح استاندارد
● ناسود بخش، ناسود آور، بیفایده، بیسود
submarginal land
زمین بیحاصل
● (زیست شناسی) زیر کنارهای، نزدیک به حاشیه