submersing
UKsəbməːsiŋ
معنی فارسی
در آب فرو بردن ، زير آب کردن ، غوطه دادن ،
در آب فرو رفتن
در آب فرو بردن ، زير آب کردن ، غوطه دادن ،
در آب فرو رفتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن