subordinate coajunction معنی فارسی حرف عطفي که قضيه تاريخ را به قضيه اصلي مي پيوند د واژههای دیگر با معنی «حرف عطفي که قضيه تاريخ را به قضيه اصلي مي» coordinate conjunction حرف عطفي که چند قضيه يا لغت برابر را بهم مي، پيوندد