دیکشنری فارسی

subpoena

USsə'pi:nə

معنی فارسی

خواست برگ احضاريه

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ pē´nǝ/n., vt.

● (حقوق)

● خواست برگ، حکم رسمی احضاریه به دادگاه، فراخوان نامه

● خواست برگ (به کسی) دادن، فراخوان (به دادگاه)، فراخوان نامه فرستادن، احضار کردن

the court subpoenaed him to appear as witness

دادگاه او را به عنوان گواه فراخواند.

● حکم ارائه مدارک یا اسناد بخصوص را در دادگاه دادن (subpena هم می‌نویسند)

* to serve a subpoena on someone

فراخوان نامه (یا احضاریه‌ی) رسمی به کسی دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a writ issued by court authority to compel the attendance of a witness at a judicial proceeding; disobedience may be punishable as a contempt of court
  2. serve or summon with a subpoena “The witness and her records were subpoenaed” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «خواست برگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن