دیکشنری فارسی

subpoena

USsə'pi:nə

معنی فارسی

خواست برگ احضاريه

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ pē´nǝ/n., vt.

(حقوق)

خواست برگ، حکم رسمی احضاریه به دادگاه، فراخوان نامه

خواست برگ (به کسی) دادن، فراخوان (به دادگاه)، فراخوان نامه فرستادن، احضار کردن

the court subpoenaed him to appear as witness

دادگاه او را به عنوان گواه فراخواند.

حکم ارائه مدارک یا اسناد بخصوص را در دادگاه دادن (subpena هم می‌نویسند)

* to serve a subpoena on someone

فراخوان نامه (یا احضاریه‌ی) رسمی به کسی دادن

واژه‌های دیگر با معنی «خواست برگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن