دیکشنری فارسی

subsample

معنی فارسی

زيرنمونه

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´sam´pǝl/n., vt.

● نمونه‌هایی از مجموع نمونه‌ها، زیر مونه، زیر نمونه

● زیر مونه گرفتن، زیر نمونه درست کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن