دیکشنری فارسی

subserviently

UKsəbsəːvientliː

معنی فارسی

بدرد خورند ، سودمند ،

مفيد (براي رسيدن بمقصودي) ، چاپلوس ، متملق ،

پست

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an obsequious manner “she acts obsequiously toward her boss” “Derived from adjective: servile (for: servilely), subservient, obsequious (for: obsequiously)”

واژه‌های دیگر با معنی «بدرد خورند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن