دیکشنری فارسی

subsidy

UKsʌbsədiː US'sʌbsıdı

معنی فارسی

پولي که مجلس براي پادشاه تصويب ميکرد و از

راه ماليات جمع آوري ميشد

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´sǝ dē/n., pl.

● یارانه

● کمک یک دولت به دولت دیگر (مثلا برای خرید سلاح یا غله)

● سوبسید، مساعده، کمک مالی دولت (مثلا به صنایع میهنی)

● (انگلیس - سابقا) پول اهدایی از سوی پارلمان به شاه، مقرری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a grant paid by a government to an enterprise that benefits the public “a subsidy for research in artificial intelligence”

مترادف‌ها

noun
1. Support, aid, co operation.
2. Pecuniary aid (granted by one Government to another), tribute.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن