دیکشنری فارسی

subspace

UKsʌbspeis

معنی فارسی

فضاي فرعي شبه فضا.

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´spās´/n.

● (ریاضی) زیر جا، زیر اسپاش، زیر فضا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a space that is contained within another space

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن