دیکشنری فارسی

subspecies

UKsʌbspiːʃiːz US(noun) ['sʌbspıʃız

معنی فارسی

گونه جز جور قسم

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´spē´shēz/n.

● (رده بندی جانداران و گیاهان) زیرگونه (معمولا واژه‌ی سوم عنوان لاتین است: مثلا در Homo sapiens neanderthalensis واژه‌ی neanderthalensis نمایشگر زیرگونه است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (biology) a taxonomic group that is a division of a species; usually arises as a consequence of geographical isolation within a species

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن