substation
UKsʌbsteiʃən
US'sʌbs'teıʃən
معنی فارسی
ايستگاه فرعي ايستگاه جز
معنی کامل و مثالها
/sub´stā´shǝn/n.
● پستخانهی کوچک، ایستگاه فرعی